در یکی از مقالات راجع به هدفگذاری از دیدگاه «بخش منطقی» صحبت کردیم، در این مقاله میخواهیم به هدفگذاری از دیدگاه «بخش احساسی» بپردازیم. مقاله قبلی با عنوان «ویژگیهای یک هدف خوب – هدف SMART»
به اینجا رسیدم که مغز ما دارای دو نیمکره است، نیمکرهی چپ و نیمکرهی راست که هر کدام دارای قابلیتها و وظایف مخصوص به خود میباشد، نیمکرهی چپ بیشتر کارهای تحلیلی، منطقی، محاسباتی، آنالیز و تجزیهوتحلیل را بر عهده دارد و مانند یک استاد ریاضی است و نیمکرهی راست بیشتر با کارهایی که خلاقانه، تخیل، هنر، تصاویر و از این قبیل ارتباط دارد و میتوان آن را مانند یک هنرمند در نظر گرفت.
روانشناسان معتقدند این دو سامانه یا همان دو نیم کره مستقل از هم ولی به طور همزمان با هم کار میکنند. یک بخش را «نیمهی احساسی» مینامند، این بخشِ غریزی شما است و درد و لذت را حس میکند. بخش دیگر «نیمهی منطقی» است که آن را سامانه خودآگاه نیز مینامند که اراده دارد، تحلیل میکند و آیندهنگر است. این دو سامانه با اینکه در کنار هم کار میکنند اما با هم در کشمکش هستند و این کشمکش میان «بخش منطقی» و «بخش احساسی» توسط آقای جاناتان هاید استاد دانشگاه در کتابش با عنوان فرضیه خوشبختی به زیبایی توصیف شده است.
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: آبتین رجبی
تاريخ: يکشنبه
17 ارديبهشت
1396 ساعت: 20:22